الملا فتح الله الكاشاني
283
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ ) * و از زير پاى خويش يعنى روزى را بر ايشان فراخ ميكرديم ببارانيدن باران و رويانيدن گياه كقوله وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ و يا ميوه هاى ايشان چندان شدى كه از زبر ميخوردند و از زير پاى برميداشتند از بسيارى كه بر زمين ريخته بودى پس به جهت شآمت كفر و طغيان و عناد روزى بر ايشان تنك شد * ( مِنْهُمْ ) * از جهودان * ( أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ ) * گروهىاند راستگو و راست كار كه طايفه عادلهاند غير غاليه و غير مقصره يعنى آنها كه به حضرت مصطفى صلَّى اللَّه عليه و آله ايمان آوردند و نزد بعضى مراد نجاشى و اصحاب اويند و گويند مراد گروهىاند كه متوسطند در عداوت به آن حضرت * ( وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ ) * و بسيارى از ايشان * ( ساءَ ما يَعْمَلُونَ ) * بد است آنچه ميكنند از اقامت كفر و جحود نبوت محمد صلَّى اللَّه عليه و آله و در اين تعجب است يعنى چه بد است عمل ايشان كه آن معانده است و تحريف حق و اعراض از آن و افراط در عداوت و بدانكه تخصيص نعمة با كل در اين آيه جهة آنست كه آن معظم انتفاع است و در اين تأسفست مر يهود را بر آنچه فوت شد از ايشان و اعتداد است از آنچه در آن بودند قبل از اين از نعم الهى و اين جواب ايشانست در نسبت بخل بخداى فى قولهم يَدُ اللَّه مَغْلُولَةٌ و نظير اينست آيه وَأَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً وَمَنْ يَتَّقِ اللَّه يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً وَيَرْزُقْه مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ حاصل كه حقتعالى تقدس و تقوى را اسباب توسعهء روزى گردانيده و بعد از آن پيغمبر خود را امر فرموده بتبليغ و وعدهء عصمت و نصرت نمودن بقوله * ( يا أَيُّهَا الرَّسُولُ ) * اى فرستادهء به حق * ( بَلِّغْ ) * برسان و ادا كن بكافهء خلايق * ( ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ ) * جميع آنچه فرو فرستاده شده به تو * ( مِنْ رَبِّكَ ) * از پروردگار تو از احكام شرعيه * ( وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ ) * و اگر چنين نكنى و تمام آن را نرسانى * ( فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه ) * پس تبليغ نكردهء رسالتها و پيغامهاى او را كه كتمان بعضى ضايع مىكند آن چيزى را كه نرسانيدهء چنانچه ترك بعضى از اركان نماز مبطل نماز است چه غرض دعوة به آن منقص مىشود و يا آنكه اگر نرسانى آن را پس گوييا تو تبليغ هيچ چيز از آن نكرده اى كقوله فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً از حيثيت آنكه كتمان بعض و كل يكسانست در شناعت و استجلاب عقوبت و غير نافع و بكر و ابن عامر رسالته خواندهاند بصيغهء مفرد يعنى تبليغ رسالت نكردهء * ( وَاللَّه يَعْصِمُكَ ) * و خداى نگاه ميدارد تو را * ( مِنَ النَّاسِ ) * از شر مردمان اينوعده ضمانست از خداى بعصمت روح او از تعرض اعادى و حقن دم او از ايشان و تنبيه بر ازاحهء معاذير او خلاصهء معنى آن است كه هيچكس را بر قتل تو دست نخواهد بود پس در تبليغ خود جد و جهد تمام نما و آنچه نهايت